چرا ورزش نمی کنم؟

 

چرا ورزش نمی کنم

من هم جزء آن دسته افرادی بودم که وقت نداشتم ورزش کنم. هر روز صبح که لباس می پوشیدم در آیینه به شکمم نگاه می کردم و حسرت می خوردم که روز بروز لباس های قدیمی ام تنگ و تنگ تر می شوند و من نمی توانم لذت پوشیدنشان را دوباره تجربه کنم. با خودم فکر می کردم که باید وقتی در طول روز باز کنم و در باشگاه ثبت نام کنم.

چند باری هم این کار را کردم و چند جلسه اول با تمام تلاشم در باشگاه ورزش کردم اما تا چند روز بعد از درد و گرفتگی عضلات نمی توانستم حرکت کنم. تا اینکه روزی رسید که بالاخره زندگی ام متحول شد و روش زندگی ام را به کلی تغییر دادم. حالا ˶وقت نداشتن˵ برایم معنایی ندارد چون فعال زندگی کردن قسمتی از سبک زندگی من شده است. صبح ها فقط ۱۰ دقیقه زودتر بیدار می شوم و قسمتی از مسیرم را تا اداره پیاده می روم.

در طول روز هر قسمتی از اداره که کار دارم، به جای تلفن کردن، حضوری می روم. زمانی که جواب تلفن یا موبایلم را می دهم، راه می روم. از مغازه های دورتری خرید می کنم. زمانی که کارهای منزل را انجام می دهم لباس ورزشی می پوشم و سعی می کنم با سرعت بیشتری امور منزل را انجام دهم طوری که ضربان قلبم بالا می رود و نفس نفس می زنم. با دخترم دنبال بازی می کنم یا عصرها بعد از کار با هم به گردش و پیاده روی می رویم. به جای مهمانی های دورهمی در منزل و رستوران، با دوستانم قرارهای شنا و کوه می گذارم. هنوز هم وقت ندارم در باشگاه ثبت نام کنم اما بعد از تغییر روش زندگی ام دور کمرم ۱۰ سانت کمتر شده است ولی باز هم لباس های قدیمی ام اندازه ام نمی شوند باید سری به یک خیاط بزنم تا همه را برایم تنگ کند.