چطور ۵۵ کیلو لاغر شدم؟

1عید سال ۹۴ صد و بیست کیلو بود و عید سال ۹۵ را قرار است با ۷۵ کیلو وزن شروع کند. درست مثل یک رویاست، ولی برای مهدی نوری که در اردیبهشت ماه به کلینیک چند تخصصی چاقی بیمارستان امام خمینی مراجعه کرده بود تا وزنش را پایین بیاورد، آرزویی است که در کمتر از یک سال برآورده شده است. اصلا شاید بهتر است اسمش را بگذاریم هدف؛ هدفی که برایش برنامه‌ریزی کرده و حالا به آن رسیده است. البته اگر فکر می‌کنید که برای این میزان کاهش وزن خودش را به تیغ جراح سپرده، صد در صد اشتباه می‌کنید چون راز درگوشی او برای کاهش وزن فقط و فقط رژیم اصولی کاهش وزن و ورزش مداوم بوده است!

او میگوید: «سخت بود ولی به زحمتش می‌ارزید. پارسال عید حدود صد و بیست و سه یا چهار کیلو شده بودم. رفته بودیم مسافرت و خیلی بهم سخت گذاشت. نمی‌توانستم راحت راه بروم و فعالیت کنم و همانجا بود که به فکر کاهش وزن افتادم. یک ماه بعدش برای اولین بار به کلینیک چاقی مراجعه کردم. اولین قدم بررسی ترکیبات بدنم با دستگاه آنالیزور بود که نشان داد کیلو کیلو چربی روی هم تلنبار کردم. بعد از نظر تغذیه‌ای بررسی شدم و رژیم گرفتم. اما همه‌اش همین نبود. چون برنامه ورزشی‌ هم به صورت جداگانه توسط متخصص پزشکی ورزشی به من داده شد که مطابق آن جلو بروم. اوایل هر دو هفته یک بار ویزیت می‌شدم و بعد از شش ماه ویزیت‌‌هایم ماهانه بود. در این مدت نه روند کاهش وزنم متوقف شد و نه وزنم ثابت ماند. نگهداشتن رژیم سخت بود به‌خصوص که در این مدت بابا هم شدم. حالا تصور کنید چطور جلوی خودم را می‌گرفتم که شیرینی نخورم! مدتی که همسرم بیمارستان بود و بعد که دوران نقاهت را سپری می‌کرد و کمتر می‌توانست آشپزی کند، یکی از سخت‌ترین دوران‌های رژیمم بود ولی با کمک مشاور تغذیه از عهده کار برآمدم و با جانشین‌سازی یک سری غذاها در برنامه‌ام این دوران هم بدون حتی صد گرم برگشتن وزن گذشت. حالا که به ۷۵ کیلو رسیدم خودم هم باورم نمی‌شود و گاهی که دستم را سمت بشقاب دراز می‌کنم تا آخرین لقمه را بخورم، می‌گویم نکند این یکی اضافه باشد؟!‌ با وجود این استرس حس خوبی دارم. آنقدر تغییر کردم که حتی بعضی‌ها من را نمی‌شناسند. مثلا همین یکی، دو ماه قبل یکی از دوستانم وارد مغازه شد و نگاهی به من انداخت و گفت: «ببخشید اخوی تشریف ندارند؟» من را با برادرم اشتباه گرفته بود!